تبليغاتX
پاییز - هذیان در ۹۹ درجه
هذیان در ۹۹ درجه
 
غرقه در خواب فراموشی درد
و در اوج لذت
ناگهان می‌یابم
که سرانجام شبی-شامگهی خواهم مرد
و در این روزن تاریک خیال
هیچ
جز آن خلاء سرد زمستانی نیست
آری آری ز سحرگه تا شام
خنده‌ی خسته و شوم شیطان
به قدم‌های من است
و به لکنت‌هایی است
که بشر از پی ادراک جهان آورده است
و هم اکنون دیگر
دست ما رو شده است...
ارشیا س.
 
+ نگارش در 90/10/06ساعت 23:44 توسط مرد پاییزی |